تبليغاتX
طبيعت سبز

یک روستایی بلغارستانی که از دست دزدان خانگی جانش به لبش رسیده بود تصمیم گرفت که از باغ وحش یک ببر بنگال دست آموز بخرد . این ببر با دیگر حیوانات خانگی دوست شده و رابطه ی خوبی با آنها دارد ( ! ) حالا دیگر دزد ها حتی نزدیک این روستا نمی شوند و ساکنان دهکده از غارتگری آنها نجات یافته اند.

اهالی روستا که به این پاسبان تیز دندان علاقه مند شده اند ، آرامش روستایشان را بسیار ارزان یعنی  فقط در حدود ۵/۲ کیلو گوشت در روز تامین کرده اند.

خب اینم فکریه!

شیر ایرانی

شیر ایرانی ، گونه ای منقرض شده

 

 

شیر از نیرومندترین و مشهورترین پستانداران ایران و جهان ، مدتی است که نسلش در سرزمین ایران از میان رفته است با امید به اینکه با هوشیاری و آگاهی نگذاریم که چنین سرنوشتی برای سایر گونه های جانوری ایران رقم زده شود در اینجا یادی از شیر ایرانی از دست رفته خواهیم داشت.

 

Order: Carnivore

 

Family: Felidae

 

Panthera Leo Persicus

 

مشخصات:

 

موها کوتاه، رنگ بدن زرد و بدون لکه یا نوارهای راه راه است. شیر نریال نسبتاً کوتاهی (در مقایسه با زیر گونه آفریقایی ) با موهای سیاه وزرد دارد. دم شیر ایرانی بلند با دسته ای از موهای سیاه در انتهای آن است.اندازه طول سر و تنه 150 تا 190 سانتی متر، دم در حدود 100 سانتی متر و وزن آن 150 تا 250 کیلوگرم می باشد. مناطق جنگلی ف بوته زارها و علفزارهای نزدیک به آب واقع در نواحی جنوب زاگرس و خوزستان زیستگاه شیر ایرانی بوده است.در گذشته پراکندگی وسیعی در مناطق جنوب و جنوبغربی ایران ، از جنگلهای اطراف رودخانه کرخه ، دز، کازرون به طرف مسجد سلیمان ، رامهرمز ، بوشهر ، کازرون تا دشت ارژن واقع در غرب شیراز است.

 

شیرها از نظر ویژگی فیزیکی و رفتاری شباهت زیادی به سایر گربه سانان دارند؛ سر کوچک ، پوزه کوتاه ، گوشهای نسبتاً کوچک و چشمهای درشت از جمله این ویژگیها هستند. دستها پنج انگشت و پاها چهار انگشت دارند که به ناخن های بلند و تیزی ختم می شوند. بالشتک های کف دست و پا به آنها کمک می کند که به آرامی به طعمه خود نزدیک شوند. سبیلها به عصب ارتباط دارند و برای عبور از زیر یا کنار مواقع بویژه در شب اهمیت دارند.آنها حیواناتی شب گرد هستند و از حس بویایی قوی برخوردارند.حس شنوائی آنها بسیار قوی ولی حس بویائی متوسطی دارند به همین دلیل بر خلاف سگ سانان کمتر بواسطه بوئیدن طعمه خود را تعقیب می کنند. شیرها طعمه خود را از طریق کمین کردن در مسیر پستانداران و پرش ناگهانی و دویدن صید می کنند شیرها بصورت اجتماعی زندگی می کنند و قلمرو خود را بوسیله ادرار، مدفوع و خراشیدن درختان متمایز می کنند. در فصل جفت گیری ف نر و ماده در کنار هم دیده می شوند و در باغ وحش جفت گیری شیر با ببر و شیر ماده با پلنگ نر نیز به ندرت دیده شده است.

 

تا سال 1322 ، دسته های 2 تا 5 تایی شیر ایرانی در بیشه زارهای جنوب شوش دیده می شده است. ولی از سال 1321 خورشیدی که آخرین شیر ایرانی در شمال غربی دزفول شکار شده است ، اطلاعات دیگری مبنی بر مشاهده این حیوانات ثبت نشده است. اگر چه بواسطه شکار ، طعمه های مسموم ، قطع درختان جنگلی و... اکثر زیستگاههای طبیعی شیر ایرانی در ایران از میان رفته است اما زیرگونه ای از آن همچنان در قرق جنگلی « گیر» در شمالغربی هندوستان به حیات خود ادامه می دهد.

 

متاسفانه شیر ایرانی که نقش آن زمانی  نماد هویت ملی و زینت بخش پرچم کشور ایران بوده است امروز چنان از سوی ایرانیان با بی مهری مواجه شده است که علاقمندان شیر در هندوستان به خود اجازه داده اند تا نام علمی شیر ایرانی را از    Panthera Leo Persica   به شیر هندی Panthera Leo Indiaca   تغییر دهند.

 

واقعا مایه تاسفه که ایرانی ها حتی از اسم اون حیوونای بیچاره هم محافظت نکردن!

دوشنبه پنجم تیر 1385

شوکا ، مارال و گوزن زرد ایرانی

۴۰نوع گوزن در دنیا وجود دارند ، شوکا ،مارال و گوزن زرد ایرانی سه نوع از آین گوزن ها هستند که در ایران زندگی می کنند . گوزن با شاخ های شاخه شاخه ی خود که شبیه شاخه های درختان است ، در  جنگل ها زندگی می کند .

شوکا کوچک ترین و دوست داشتنی  ترین گوزن ایران است . بر خلاف مارال و گوزن زرد ایرانی هر یک از شاخ های شوکا در تمام سن ها تنها سه شاخک دارد . در حال حاضر ، شوکا در تمام منطقه های جنگلی خزر و جنگل های بلوط جوان رودو اورامانات در غرب کشور پراکنده است . در گذشته نیز در جنگل های ارسباران در آذربایجان شرقی وجود داشت . مارال بزرگ ترین نشخوار کننده ی وحشی ایران است . این جانور زیبا که مازندرانی ها به آن « گاو کوهی»  هم می گویند ، در جنگل های شمال کشور از پارک «گلستان» تا آستارا پراکنده است .

تا مدت ها فکر می کردند ، گوزن زرد ایرانی به طور کامل در زیستگاه های طبیعی اش در ایران و کشور های همسایه ، از بین رفته است و ما برای همیشه آن را از دست داده ایم ، تا این که تعدادی از آنها در آخرین محل زیستشان در حوالی  رود هاای دز و کرخه در خوزستان پیدا شدند . گوزن زرد با پوست خالدار زیبایش معروف است .

 

با كشف استخوانهاي قديمي مارال (Dama mesopotamica)در مناطق خيروكيتا و انكوماي قبرس و ادامه اين كشفها در برخي مناطق از كشور مصر اين حقيقت آشكار شد كه جمعيت چند صد تايي حال حاضر مارال , بازمانده گله هاي عظيمي بودند كه زيستگاه آنها از ايران تا لبنان و مصرادامه داشته است . افسانه آليانوس (Aelianus)كه قدمتي بالغ بر دويست سال فبل از ميلاد مسيح دارد , در منطقه يوناني زبان قبرس رايج است . به نقل از اليانوس گوزن سرخ رنگي رياست حيوانات را به عهده مي گيرد و تمام حيوانات را از لبنان و از طريق درياي مديترانه شنا كنان به قبرس مي رساند كه به اعتقاد آنها تمامي حيوانات حاظر در اين سرزمين بازمانده همان حيوانات مهاجر هستند . امروزه مارالي در قبرس يافت نمي شود اما اين افسانه ,احتمال حضور جانور در اين منطقه را در سالهاي دورمطرح مي كند كه البته با كشف استخوان مارال اين موضوع تاييد ميشود.

مارال هيبتي به اندازه گوساله دارد و نوع نر آن شاخهاي با بريدگيها ( شاخك ) منظم دارد . مارال را درخوزستان , كرمانشاه , برخي از مناطق حفاطت شده شمال كشور و جزيره اي در درياچه اروميه مي توان يافت . شوكا(Dama Sp.)نيز يكي از جنسهاي آهوي ايراني و كوچكتر از مارال است كه مي توان آنرا در مناطق ذكر شده مشاهده كرد ( البته جمعيت شوكا در حال حاضر كمتر از مارال مي باشد ) . پاهاي شوكا بلندتر از دستهاي آن است و باعث مي شود جانور قوز كرده به نظر برسد. شوكا دمي كوتاه ونامشخص دارد . رنگ بدن حيوان در تابستان قهوه اي مايل به قرمز و در زمستان به علت توليد پشم بيشتر خاكستري مي شود . جانور نر واجد دو شاخ است كه معمولا انشعابت سه قسمتي دارد ( هر شاخ واجد سه شاخك است ) . ومهمتر اينكه شوكا يكي از كوچكترين گوزنهاي دنياست .

متاسفانه تعداد مارال و شوكا در ايران رو به كاهش است وبنا بر گزارشات تنها 100 راس آن در گيلان و حدود50 راس در مناطق جنوبي كشورموجود است . كاهش جمعيت يك گونه بيشتر به علت تخريب زيستگاه جانور توسط انسان صورت مي گيرد . از طرفي كمبود جمعيت يك گونه باعث مي شود زاد و ولد محصور به يك نژاد شده و تنوع ژنتيكي در بين جمعيت گونه كم شود كه خود عامل تشديد كننده انقراض است . . لازم به ذكر است كه علاوه بر ايران تعدادي مارال ( نه شوكا ) در مناطقي از آلمان و فلسطين زندگي مي كنند به طوريكه جمعيت مارال در منطقه جليلي فلسطين در حدود 100 راس است كه از سال 1996 به منظور حفظ گونه جانور در اين منطقه رها شده اند.

اگر ساز وكارهاي مناسسب در اين زمينه اتخاذ نشود , شوكا و مارال سرنوشتي جز ببر مازندران و شير ايراني نخواهند داشت سرنوشتي كه علاوه بر شوكا در انتظار خرس سياه و پرندگاني نظير : هوبره , ميش مرغ , سياه خروس و چرخ ريسك توراني است .

یکشنبه چهارم تیر 1385

 

پازن( بز وحشی )

پازن باشاخ های بلند شمشیر مانندش ( البته فقط در نر ها ) و توانایی بسیارش در بالا رفتن از صخره های صعب العبور شهرت دارد و در بالا رفتناز صخره ها و ایستادن روی پرتگاه ها استاد است.پاهای کوتاهش کمک می کند تا به راحی بتواند از صخره ها بالا برود و بپرد و تعادلش را حفظ کند دلیل گفتن پازن به بز وحشی نیز به همین خصوصیتش بر می گردد هنگامی که  روی صخره ها می پرد و از آن ها بالا می رود با خوردن پاهایش به هم و به صخره ها ، صدا تولید می شود و به همین خاطر به پازن معروف  شده است .

پازن نام دیگری دارد برخی به بز نر کل و به بز ماده همان بز می گویند .نسل پازن ایران  به علت شکار زیاد و کم شدن امنیت در محل زیست های محدود صخره ای در معرض نابودی است.

جمعه دوم تیر 1385

تو «خودآ»يی باش بر پهنه‌ی خاک...

نيوتن می‌آسود          در پناه سايه          زير درخت
ناگهان سيبی افتاد زمين       نيوتن آن را ديد       و سپس از خود پرسيد       که چرا سوی هوا پرت نشد؟
...

راز و اسرار جهان                        کشف می‌شد يک روز...
            ما نبينيم اگر                        يک کسی می‌بيند
                   و نگوييم اگر                        يک کسی می‌گويد

هيچکس منتظر مهلت خميازه ما نيست.                        به هوش...!!

هيچکس منتظر خواب تو نيست                        که به پايان برسد
لحظه‌ها می‌آيند          سالها می‌گذرند          و تو در قرن خودت می‌خوانی...
قرن‌ها می‌گذرند          و تو در قرنِ خودت می‌مانی...

ما از اين قرن نخواهيم گذشت!     ما از اين قرن نخواهيم گريخت!     با قطاری که کسان دگری ساخته‌اند
هيچ پروازی نيست          برساند ما را          به قطار ۲۰۰۰          و به قرن دگران...

مگر انگيزه و عشق                        
                        مگر
انديشه و علم
                                                و تقلا و تلاش...

قرن‌ها گرچه طلبکار جهانيم ولی          ما بدهکار جهانيم در اين قرن!          چه بايد بکنيم؟
داس بی‌دسته‌ی ما    سالها خوشه‌ی نارسته‌ی بذری را برمی‌چيند     که به دست پدران ما بر خاک نريخت

کودکان فردا          خرمن کشته‌ی امروز تو را          در نگاه تاريخ          در نگاه فردا...

           قدر اين لحظه 
                                             قدر اين عمر بدان! 

زندگی ساعت ِ ديواری نيست          که اگر هم خوابيد          بتوانی آن‌را
به همين کوتاهی کوک کنی          برسانی خود را          به زمان دگران
کاميابی صدفی نيست که آن‌را موجی          بکشد تا ساحل

بخت از آنِ کسی است          -اهل ايران يا غير-          که به کشتی برود          دل به امواج خطر بسپارد
و بداند که جهان      پر از آيات خداست     بشنود شعر خداوندی را در کار جهان        و مناجات کند با کارش
و در انديشه يک مساله خوابش ببرد
و کتابش را بگذارد زير سرش          و ببيند در خواب          حل يک مساله را
باز با شادی درگيری يک مساله بيدار شود

بخت از آنِ کسی است          که چنين می‌بيند          و چنين می‌کوشد
...

در اين خانه رخوت بگشا...                     باز هم منتظری...؟!

هيچ‌کس بر در اين خانه نخواهد کوبيد          و نمی‌گويد برخيز! که صبح است! بهار آمده است...

اسبِ انديشه‌ی خود را زين کن...!

          تو بهاری ... آری...

                     خويش را باور کن...!

این شعر ربطی به طبیعت نداشت ولی اونقدر قشنگ بود که حیفم اومد ننوسیمش

جمعه دوم تیر 1385

این دفعه که خواستم بنویسم یه دفعه با خودم گفتم مگه گیاهان جزو طبیعت نیستن؟ اگه هستن پس چرا من تا حالا راجع به اونا توی وبلاگم چیزی ننوشتم؟ و حالا می خوام راجع به گیاهان بنویسم البته فعلا ...:

گیاه (Plant) در زیست شناسی معمولا" به یک موجود زنده درحوزه رده بندی گیاهان اطلاق می شود. شاید در کاربردهای روزمره این واژه آنچنانکه درذیل تعریف شده بکار نرود.

مشکلات موجود برای تعریف


تعریف کلمه گیاه ازآنچه که ظاهرا" به نظر می رسد بسیار مشکل تراست. اگرچه گیــــاه شناسان محدوده رده بندی گیاهان را تعریف کرده اند ، مرزهای تعیین کننده اعضاء رده بندی گیاهان بسیار اختصاصی تر از تعریفات رایج " گیاه"است. ما گیاه را بعنوان یک موجود زنده یوکاریوت و دارای تعداد زیادی سلول تعریف می کنیم که عموما" فاقد اندامهای حسی یا حرکت ارادی بوده و در صورت رشد کامل دارای ریشه ، ساقه و برگ می باشند. اما از نظر گیاه شناسی فقط گیاه آوندی دارای ریشه ، ساقه وبرگ است. اما اگر منصفانه نگاه کنیم گیاهانی که ما هر روز با آنها مواجه هستیم ، گیاهان آوندی می باشند.

img/daneshnameh_up/8/8c/leafs..jpg


تعریف دیگر گیاه که گسترده تر (فراگیرتر) می باشد، عبارت است از هرچیزی که فتواتوتروف می باشد- یعنی غذای خودش را از مواد خام غیر آلی و نور خورشید تولید کند. برای فردی که بر نقش خاصی که گیاهان در یک اکوسیستم بازی می کنند متمرکزشود این تعریف غیر منطقی نیست .اما در بین فتواتوتروپها ، پروکاریوتهایی ( پیش هسته) مخصوصا" باکتریهای فتواتوتروپ و سیانوفیتها وجود دارند. سیانوفیتها را گاهی اوقات ( به دلایل خوبی) جلبکهای سبز– آبی می نامند.در اینجا این مشکل بوجود می آید که بیشتر مردم از جمله گیاه شناسان قارچ خوراکی را گیاه می نامند اگرچه قارچ خوراکی اندام باردهی قارچ می باشد ( حوزه قارچها)، و اصلا" فتواتوتروپ نبوده، بلکه گندخوار( saprophytic) می باشد. و بیش از چند گونه گیاهان گل دار، قارچها و باکتریها وجود دارند که انگلی هستند.

ما قادر به ارائه پاسخی مطمئن نیستیم. فهرست خصوصیاتی که حوزه رده بندی گیاهان را از سایر حوزه های زیست شناسی جدا می کند حد اقل یک تعریف فنی ارائه می کند اما این تعریف مورد پسند همگان قرار نمی گیرد. بنابراین تعریف اصطلاح گیاه همیشه به معنی بیشتر موجودات زنده طبقه بندی شده در محدوده رده بندی گیاهان می باشد. مثلا" اگر جلبکهای سبز به وضوح گیاهانی جزورده بندی گیاهان هستند، پس بیشترمردم اکثرخزه های دریایی را هم که جزئی از( حوزه
آغازیان (هستند، جزو جلبک های سبز در نظر می گیرند. مشکل عدم وجود دقت یا توافق که در تعریف گیاه وجود دارد یکی از گفته های مورد تفاهم است که اغلب در مقالات با آن مواجه هستیم از این قبیل : ... آوند چوبی یکی از دو بافت انتقال در گیاه است . بطور کلی تصور نمی شود این جمله به معنی تمامی گیاهان ، جلبکها با گیاهان گلدار باشد. به احتمال بسیار زیاد باکتریها یا قارچها را به حساب نمی آورد. در واقع معمولا" بهتر است اینگونه تصور شود که این بحث فقط به گیاهان آوندی مربوط می شود ( ضرورتا" سرخسها ، مخروط زاها، گیاهان گلدار و تعدادی دیگر) مگر اینکه به صورتی متفاوت بیان شود( مثلا" ... در گیاهان آوندی و غیر آوندی اینگونه است ). The system of classification (see
درسیستم طبقه بندی ( به طبقه بندی علمی مراجعه کنید) که توسط گیاه شناسان برای فهرست کردن موجودات زنده زمین بکار رفته، هزاران دانشمند روزانه ساعات بسیار زیادی وقت صرف کرده اند. درابداع این سیستم تلاش شده تا سیستمی طبیعی بوجود آید در حالیکه ارتباطات تکاملی بین کلیه گونه های مختلف را توصیف نماید ( از جمله مواردیکه فقط در فسیلها شناخته شده اند). گیاهان یکی از بخشهای این طبقه بندی هستند ودرتعریف گیاهان چه بصورت کلی وچه بصورت جزئی ، باید تعدادی منبع را درکلیه فعالیتهای علمی که برای تهیه یا ارائه اطلاعات درباره آنها انجام می شود، در این سیستم طبقه بندی لحاظ کنیم.

برای گیاهان آنگونه که در حوزه رده بندی گیاهان تعریف شده اند به قسمت زیر نگاه کنید.



گیاهان تقریباٌ در همه جای گیتی می رویند گلها علفها و درختان را تقریباٌ هر روزه می بینیم. گیاهان همچنین بر فراز کوههای بلند در اقیانوس ها در بسیاری از بیابانها و در نواحی قطبی می رویند. بدون گیاهان، آدمیان و جانوران نمی توانستند در کره زمین زندگی کنند. آدمی بدون هوا یا خوراک نمی تواند زندگی کند و همچنین بدون گیاهان نمی تواند زنده بماند. اکسیژن موجود در هوا که تنفس می کنیم از گیاهان فراهم می آید. خوراکی که می خوریم نیز از گیاهان یا از جانوران گیاه خوار بدست می آید.
در خانه سازی و بسیاری از چیزهای سودمند را از کنده و تخته و الوار درختان و خیلی از پوشاکهای ما از الیاف گیاهی از قبیل پنبه فراهم می گردد.

دانشمندان عقیده دارند که بیش از 350000 گونه و نوع گیاه شناخته شده اما هنوز بسیاری از گیاهان ناشناخته مانده است. کوچکترین گیاه دیاتوم می باشد که تنها با
میکروسکوپ می توان آن را دید حتی ممکن است یک قطره آب بیش از 500 دیاتوم در خود شناور داشته باشد.

بزرگترین گیاه زنده دنیا درخت سکویا در
کالیفرنیا می باشد که بیش از 90 متر بلندی و بیش از 9 متر پهنا دارد.

برخی از درختان در کالیفرنیا هستند که عمر 4000 تا 5000 ساله دارند. دانشمندان همه موجودات زنده را به دو گروه اصلی و عمده تقسیم کرده اند.

به بیان دیگر می توان گفت که فرق عمده میان گیاهان و جانوران آن است که گیاهان در جایی ثابت هستند در حالی که تقریباٌ همه جانوران با نیرو و اراده خود حرکت می کنند.

بیشتر گیاهان خوراک خود را از هوا نور
خورشید و آب می گیرند. جانوران نمی توانند برای خود خوراک بسازند. از این رو گیاهان یا جانوران گیاهخوار را می خورند. پایه و اساس واحد اصلی و آجر ساختمان موجود زنده یاخته یا سلول می باشد و از این جهت گیاه و جانور با هم تفاوت دارند زیرا بیشتر گیاهان سلول های دیواره ای کلفت حاوی ماده ای بنام سلولز دارند یاخته های جانوری ماده سلولز ندارد.

img/daneshnameh_up/9/9f/trees.jpg


برخی چیزهای زنده که به نظر می رسد به خانواده و قلمرو گیاهان و جانوران وابسته نیستند. و این موجود تک یاخته ارگانیزم های شامل باکتری و اشکال دیگر زندگی است که تنها با میکروسکوپ قابل دیدن است. بیشتر دانشمندان عقیده دارند که به خانواده خود وابسته هستند یعنی موجودی که نه گیاه است و نه جانور.

از گیاهان برای آدمی خوراک، پوشاک، پناهگاه یعنی مهمترین نیازهایشان فراهم می شود. بسیاری از ما ازداروهایی که از گیاهان ساخته می شود یا مستقیماٌ از خود گیاهان دارویی است سود می جوییم. بعلاوه از گیاهان در مصارف زیبا سازی و لذت بخش کردن زندگی سود جسته می شود.

طبقه بندی حوزه رده بندی گیاهان


منشاء کلیه موجودات زنده متعلق به حــــــــــوزه گیاهان ، گروهی به نام جلبک سبز است که اشکـــال باقی مانده آن (paraphyletic) بوده وبصورت انواع گوناگونی در این قسمت یا درمیان آغازیان وجود دارند.جلبکهای سبز دارای کلروپلاستهایی هستند که در بر گیرنده کلروفیل a و b می باشند که بوسیله غشاهای دولایه به هم متصل هستند و دارای انواع گوناگونی تاژکدار، انبوه زی ، میله ای و حتی چند سلولی ابتدایی می باشند .بسیاری از آنها عمدتا" هاپلوئید ( تک لاد) هستند اما بقیه ، بین گونه های هاپلوئید و دیپلوئید ( دولاد) که گامتوفیت و اسپروفیت نامیده می شوند دارای تناوب نسل می باشند.
در مرحله ای از دوران پالئوزوئیک گیاهان پیچیده و چند
سلولی(رویان رستها ) بر روی زمین نمایان شدند. در این گونه های اولیه جدید ، گامتوفیت و اسپروفیت از نظر شکل و عملکرد بسیار متفاوت بودند ، اسپروفیت کوچک باقی ماند و در کل زندگی کوتاه خود وابسته به والد خود بود. گروههای موجود در این ساختار مشترکا" خزه ها نامیده می شوند. از جمله:

  • دسته Bryophyta( خزه ها)
  • دسته Anthocerotophyta ( علف شاخی)
  • دسته Hepaticophyta( هپاتیکها)


تمامی این گونه ها کوچک بوده و محدود به محیطهای مرطوب می باشند و برای تولید هاگ وابسته به آب هستند. در دوران سیلورین ، رویان رستهای جدیدی نمایان شدند که در اثر سازگاری امکان غلبه بر این موانع را که در دوران دونین دستخوش پرتوش سازگاری گسترده ای شدند پیدا کردند. این گروهها معمولا" دارای کوتیکول هستند که در برابرخشکیدگی مقاوم می باشند و بافت آوندی که آب را سرتاسرگیاه منتقل می کند که به همین علت آنها را گیاهان آوندی می نامند.

  • دسته Lycophyta ( گرگ پاها)
  • دسته Sphenophyta( دم اسبی)
  • دسته Psilophyta (سرخسهای ماهوتی)
  • دسته Ophioglossophyta ( لاله آلپی و سرخسهای تاکی)
  • دستهPterophyta ( سرخسها)


گیاهان آوندی هم زیر گروهی ازاسپرماتوفیتها یا گیاهان دانه دار هستند که تا آخردوران پالئوزوئیک متنوع شدند. دراین گونـــــه ها گامتوفیت کاملا" کاهش یافت و اسپروفیت درون پوششی به نام دانه که در والد آنها بوجود می آید شروع به زیستن نمودند. اسپرماتوفیتها عبارتند از:

این دسته ها به دو گروه بازدانگان ( بی دانه ها ؛ چهار دسته اول) و گیاهان گلدار یا angiosperms تقسیم می شوند. پنجمین دسته فوق آخرین گروه عمده گیاهان است که در دوران ژوراسیک بوجود آمده و به سرعت در بیشتر زیبومه ها گسترده شدند.

رده های گیاهان


ممکن است بخواهیم علاوه بر طبقه بندی علمی گیاهان یا روشهای مردم پسند تر براساس این سیستم ، به طبقه بندی گیاهان با روشهای متفاوت دیگری بپردازیم که در ذیل به بررسی برخی از آنها می پردازیم:
ممکن است گیاهان بر مبنای الگوهای رشد فصلی اشان مرتب شوند. البته گیاهان ساده مثل جلبکها دوران زندگی کوتاهی دارند و اصطلاحهای زیر در مورد آنها بکار نمی رود اما جمعیت جلبکها عموما" فصلی هستند.

  • سالانه : زندگی و تولید مثل در یک فصل رشد و نمو.
  • دوسالانه : زندگی در دو فصل رشد و نمو ؛ تولید مثل معمولا" در سال دوم
  • چند ساله : زندگی در سالهای رشد نمو طولانی ؛ ادامه به تولید مثل در یک مرحله

گیاهان آوندی یا herbaceous ( غیر چوبی ) هستند ویا چوبی. گیاه چوبی ممکن است درختانی باشند با یک یا چند تنه و شاخه که روی زمین بوجود می آیند ویا درختچه هایی باشند بدون تنه ، با شاخه هایی که نزدیک سطح زمین قرار دارند.
همچنین ممکن است گیاهان بر اساس چگونگی کاربردشان طبقه بندی شوند.گیاهان غذایی از جمله میوه ها ، سبزیجات ، گیاهان دارویی و ادویه ها می باشند.

اطلاعات عمومی گیاهان


میزان رشد یک گیاه عادی 75-20 میکرو متر در هر ساعت می باشد

 

 

پنجشنبه یکم تیر 1385

در ایران قدیم ( قبل از ظهور اسلام ) مردم اعتقاد داشته اند که در هر درخت دو فرشته زندگی می کنند . به همین دلیل در آن زمان قطع هر درخت گناه بزرگی محسوب می شدمگر آنکه به جای هر درخت قطع شده دو درخت جدید کاشته شود .  

همچنین مردم ایران باستان برای هر نوزاد تازه متولد شده از ۱۰ الی ۱۱۰ درخت می کاشتند زیرا بر این باور بودند که هر نوزاد در آینده به چوب و طبیعت نیاز دارد و حق دارد تا از زیبایی های طبیعت برخوردار باشد

 

پنجشنبه یکم تیر 1385

گور ایرانی

این حیوان (گور ایرانی)از خانواده ی اسب ها و الاغ ها است. گور ایرانی با پسر عمو های راه راه آفریقایی خود تفاوتهایی دارد : رنگ موهایش زرد مایل به نارنجی است و راه راه نیست، و تنها یک خط قهوه ای تیره بر روی پشتش دارد و بسیار شبیه الاغ های اهلی است .

گور ایرانی که فقط در کشور ما زندگی می کند در گذشته در بیشتر دشت های وسیع مرکزی و جنوبی پراکنده بود ولی درحال حاضربقه علت تخریب محل زیستش ، با ایجاد زمین های کشاورزی و افزایش دام و همین طور شکار بسیار زیاد این حیوان ، برای استفاده در  دارو های سنتی،پراکندگی آن به منطقه ی حفاظت شده ی «توران» در استان سمنان و منطقه ی حفاظت شده ی بهرام گور در استان فارس محدود شده است.تعدادی گور نیز در منطقه ی مرزی سرخس تا ترکمنستان زندگی می کنند که به نظر می رسد ، کمی با گور ایرانی متفاوتند و از نوع گور کولان هستند که در ترکمنستان زندگی می کند