تبليغاتX
طبيعت سبز
چهارشنبه چهاردهم تیر 1385

بیش از ۱۴۰ سال است که دانشمندان در مورد عوامل دخیل در انقراض تعداد بسیار زیاد جانوران بزرگ جدل می‌‌کنند. نظریه‌های مربوط به انقراض جانوران بزرگ متعددند ولی دو نظریه عامل آب و هوایی و عامل انسانی ساده و قدرتمندتر از بقیه هستند.


برای مدتهای طولانی چنین تصور می‌‌شد که انقراض تعداد بسیار زیاد جانوران بزرگ ناشی از تغییرات آب و هوایی بوده است. ولی انسان شناس آمریکایی «پل مارتین» نشان داد که ممکن است انسان این گونه‌ها را از بین برده باشد. «مارتین» بر این نکته تاکید دارد که غالب گونه‌های منقرض شده پستانداران گیاهخوار یا پرندگان بی پروازی بودند که وزن آنها بیش از ۵۰ کیلوگرم بوده و از نظر اندازه برای تغذیه انسان مطلوب بوده اند. او همچنین انقراضهای مشابهی را در بخشهای جنوبی آمریکای شمالی کشف می‌‌کند و با توجه به زمان این انقراضها به این نتیجه می‌‌رسد که انقراض آنها همزمان با تکامل یا ظهور گروه‌های انسانی با تکنیکهای پیشرفته شکار صورت گرفته است. برای نمونه در آفریقا جایی که نوع انسان در آنجا تکامل پیدا کرده انقراض گونه‌های بزرگ قبل از نیمکره شمالی صورت گرفته است. به هر حال تعیین تاریخ دقیق این انقراضها و مشکل تر از آن ایجاد ارتباط بین آنها و تغییرات فرهنگی در گروه‌های انسانی کار بسیار مشکلی است. اثبات چنین رابطه‌ای در آمریکای جنوبی نیز به همان اندازه مشکل است. «مارتین» بر آن است که ۳۵ جنس مشتمل بر ۵۵ گونه در انتهای آخرین یخبندان (ویسکانسین) منقرض شده اند. این تعداد ۲ برابر انقراضهایی است که طی تمام یخبندانهای قبلی صورت گرفته است. طی دوره انقراض، آب و هوا در حال بهبود بوده است. این مقایسه، این تصور را تقویت می‌‌کند که عامل دیگری به جز تغییرات آب و هوا مسئول انقراضها بوده است. بنابراین منطقی به نظر می‌‌رسد که امکان تاثیر شکارگری انسان مورد توجه قرار گیرد. مردم شناس دیگر آمریکایی «دونالد گریسون» اخیراً نشان داده است که همزمان با انقراض پستانداران بزرگ افزایشی در میزان انقراض پرندگان آمریکای شمالی (از توکا گرفته تا عقاب) وجود داشته است. از آنجا که ممکن است انسان نقشی در انقراض این پرنده‌ها نداشته باشد تردیدی در مورد فرضیه مربوط به نقش انسان در انقراض پستانداران بزرگ پلیستوسن به وجود می‌‌آید. از طرف دیگر به خوبی ثابت شده است که انسان طی ادوار تاریخی نه چندان دور حیوانات درشت، کم تحرک و رامی را که معمولاً تولید مثل کندی داشته‌اند از بین برده است. بنابراین شواهد غیرمستقیم و قدرتمندی در تائید فرضیه «مارتین» در دست است. اختلاف نظر در این مورد می‌‌تواند ادامه داشته باشد ولی اگر چه احتمالاً همه پستانداران بزرگ تنها تحت تاثیر یک عامل منقرض نشده‌اند ولیکن مطالعات رو به ازدیادی نشان داده است که زمان انقراض گونه‌های بزرگ جثه با رسیدن یا افزایش تراکم جمعیت انسانی همزمان بوده است. احتمالاً تکنیکهای جدید اجازه خواهد داد نوع دقیق گونه‌هایی را مشخص کرد که باقیمانده خون آنها بر سطح ابزارهای ماقبل تاریخ مانده است. از این طریق می‌‌توان نشان داد که کدام یک از حیوانات بیشتر از بقیه مورد شکار انسانهای اولیه واقع می‌‌شدند.

نظریه آب و هوایی انقراض گونه‌های درشت

نظریه آب و هوایی انقراض گونه‌های درشت بر آن است که تغییرات آب و هوایی موجب تغییرات رویش گیاهی و افزایش دوره‌های خشکسالی و همچنین شدت یافتن پدیده فصلی شدن آب و هوا شده است. این نوسانات در آب و هوا می‌‌توانسته باعث جابه جایی، کاهش جمعیت و نهایتاً انقراض برخی از این گونه‌ها شده باشد. انقراض گونه‌های درشت محصول مجموعه عوامل متعدد و پیچیده‌ای بوده است. مانند بسیاری دیگر از پدیده‌های زیستی عوامل یگانه و منفرد مسئول انقراض گونه‌های غول آسا نبوده اند. مجموعه متنوعی از عوامل از جمله آب و هوا و شکار انسانی باعث انقراض این گونه‌ها شده است. یکی از عواملی که بر بقای گونه‌های درشت تاثیر داشته تغییرات در محیط زیست طبیعی آنها بوده است. اگر چنانچه تغییرات ایجاد شده در محیط زیست این جانوران باعث کاهش جمعیت آنها شده و آخرین آنها توسط انسان شکار شده باشد عامل انقراض نباید انسان تلقی شود. یکی از عوامل مهمی که اجازه نمی‌دهد عوامل انقراض این گونه‌ها مشخص شود عدم وجود تکنیکهایی است که بتواند باقیمانده‌های یافت شده را تعیین عمر کند. تکنیکهای سن یابی باقیمانده فسیلی دقت زیادی ندارد و طبعاً برای بررسی پدیده‌های طبیعی که طی هزاره‌های اخیر واقع شده‌اند چندان قابل اطمینان نیستند. برخی از این روشها خطای دقتی برابر با ۵ هزار سال دارند که طبعاً برای بررسی انقراض این گونه‌ها نامناسب اند. علاوه بر این در تلاش برای تعیین عوامل انقراض گونه‌هایی که طی ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال گذشته از میان رفتند در میان دانشمندان اجماع نظر وجود ندارد. می‌‌توان از زمان اکولوژیک و وقایع اکولوژیک درسهایی آموخت. ما فقط می‌‌توانیم از طریق نگاه کردن به فسیلها چیز بیاموزیم و تلاش کنیم که دلایل وقایع صورت گرفته را مشخص سازیم. دیرین‌شناسی معتقدند که در تفسیر باقیمانده‌های فسیلی رعایت احتیاط ضروری است.

دیدم زیادی داریم از مرحله پرت می شیم گفتم بهتره تخصصی تر کار کنیم

چهارشنبه چهاردهم تیر 1385










مقدمه

برای اینکه موجودات زنده به نحو مطلوبی رشد و تولید مثل کنند، باید با محیط زیستشان سازش یابند. برخی موجودات زنده کوچک می‌توانند در دماهای بین 6- و 100 درجه سانتیگراد رشد و نمو پیدا کنند و وقتی محیط زندگی آنها خشک شود، می‌توانند حتی تا دمای زیر ˚272C- نیز زنده بمانند. از سوی دیگر اشکال عالیتر حیات با بروز دادن پاسخهای فیزیولوژیکی حسی به محرکهای فیزیکی خارجی با گستره نسبتا باریکی از محیطهای زیست سازگار شده‌اند. محیط زیست فیزیکی گیاهان و جانوران دارای پنج جز اصلی است که پایستگی گونه‌ها را تعیین می‌‌کنند:





img/daneshnameh_up/d/d4/treeIR.jpg




  1. محیط زیست یک منبع انرژی تابشی است که از طریق فرآیند فتوسنتز در یاخته‌های سبز به دام افتاده و بصورت هیدراتهای کربن ، پروتئینها و چربیها ذخیره شده است. این مواد منبع انرژی اولیه انرژی سوخت و ساز (متابولیک) را برای تمام اشکال حیات بر روی زمین و در اقیانوسها تشکیل می‌دهند.

  2. محیط زیست یکی از منابع آب ، نیتروژن ، کانیها و عناصر کمیاب مورد نظر برای تشکیل اجزای یاخته‌های زنده است.

  3. عواملی چون دما و طول مدت روز ، آهنگ رشد و نمو گیاهان ، نیاز جانوران به غذا و آغاز چرخه‌های تولید مثل در گیاهان و جانوران را تعیین می‌کند.

  4. محیط زیست محرکهایی که گیاهان و جانوران ، عمدتا بصورت نور یا گرانش ، دریافت می‌کنند و چارچوبهای مرجعی را هم در زمان و هم در فضا فراهم می‌آورند تأمین می‌کند. این محرکها در تنظیم ساعتهای زیست شناختی ، تأمین احساس توازن ، و مانند اینها ، نقش اساسی دارند.

  5. محیط زیست پراکندگی و دوام بیماری زایان و انگلهایی را که به موجودات زنده حمله می‌کنند و حساسیت موجودات زنده به حمله را ، مهیا می‌کند.




img/daneshnameh_up/a/ab/treeReal.jpg




حضور هر موجود زنده ، زیست محیطی را که در برابرش قرار می‌گیرد تعدیل می‌کند، بطوری که محرک فیزیکی دریافتی از محیط زیست تا حدودی با پاسخ فیزیولوژیکی به محیط زیست تعیین می‌شود. وقتی یک موجود زنده با محیط زیستش برهمکنش دارد، فرآیندهای فیزیکی دخیل در این برهمکنش ساده نیستند و ساز و کارهای فیزیولوژیکی آن هم اغلب اوقات بطور کامل درک نمی‌شوند. با مشاهده رفتار سیستم بایستی ساده‌ترین شیوه توصیف آن را بر حسب متغیرهای حاکم بر آن توصیف کرد. اغلب اوقات فقدان یک زبان مشترک مانعی در راه پیشرفت مباحث میان رشته‌ای ایجاد می‌کند و برای فیزیکدان یا هواشناسی که زیست شناسی نخوانده است، برقراری ارتباط با متخصص فیزیولوژی یا اکولوژیی که با فرمول بیگانه است و از آن بیم دارد، دشوار است.

مفاهیم و اصولی که فیزیک محیط زیست به آنها وابسته است:

قوانین گازها

خواص فیزیکی گازها (فشار ، حجم ، دما ، گرمای ویژه و ...) در بسیاری از تبادلات بین موجودات زنده و محیط زیست آنها دخالت دارند. بنابراین ، معادلات مربوط به هوا نقطه آغاز مناسبی را برای هر متن مربوط به فیزیک محیط زیست تشکیل می‌دهد. این معادلات همچنین شالوده‌ای را برای بحث در باب رفتار بخار آب فراهم می‌آورد، بخار آب گازی است که، علی رغم غلظت بسیار اندک آن در هواشناسی ، آب شناسی و اکولوژی (بوم شناسی) اهمیت بسیار زیادی دارد.

خواص قابل مشاهده هر گاز ، مانند دما و فشار را می‌توان به کمک
نظریه جنبش گازها که مبتنی بر قوانین حرکت نیوتن‌اند، به جرم و سرعت مولکولهای تشکیل دهنده آن ارتباط دارد. به عنوان مثال: تبخیر آب در سطح زمین برای تشکیل بخار آب در جو فرآیندی است که اهمیت فیزیکی و زیست شناختی عمده‌ای دارد، زیرا گرمای نهان تبخیر در ارتباط با گرمای ویژه هوا ، زیاد است. گرمایی که از چگالش (میعان) یک گرم بخار آب رها می‌شود، کافیست تا دمای 1kg هوا را به اندازه K 5.2˚بالا ببرد. بخار آب را به سبب نقشی که در انتقال گرمای کره زمین دارد ماده فعال موتور گرمایی جو نامیده‌اند.

قوانین ترابرد (انتقال)

برای انتقالهایی که در داخل یک گاز بوسیله حاملان صورت می‌گیرد، می‌توان معادله کلی ساده‌ای را استخراج کرد. این مولکولها ممکن است مولکولها یا ذرات یا جریانهای گردبادی باشند که قادرند مقادیری از یک ویژگی P مانند تکانه یا گرما یا جرم را انتقال دهند. چگونگی انتقال یا ترابرد مفاهیمی چون جرم ، تکانه و انرژی به کمک حالت جو و حالت متناظر جو دخیل در مبادله ، چه خاک باشد، چه پوشش گیاهی یا پوست یک جانور ، تعیین می‌شود. حتی وقتی حاملان بطور کاتوره‌ای در حرکت باشند، انتقال خالص ممکن است در هر راستایی صورت پذیرد، به شرط آنکه P در همان راستا بر حسب فاصله کاهش یابد. در این صورت ، حاملان می‌توانند در نقطه‌ای که مقدار کمیت P کمتر ازمقدار نقطه آغاز باشد، بار اضافی‌اش را خالی کند.



img/daneshnameh_up/b/b4/sun_shine_md_clr.gif



img/daneshnameh_up/3/3e/tulipsblu.gif




تابش در محیط زیست

تمامی انرژی لازم برای فرآیندهای فیزیکی و زیست شناختی در سطح زمین از خورشید تأمین می‌شود و قسمت اعظم مبحث فیزیک محیط زیست به طریقه های پراکنده و ذخیره شدن این انرژی بصورتهای گرمایی ، مکانیکی یا شیمیایی ارتباط پیدا می‌کند. چرخش زمین حول محور خودش و مدار بیضویش به دور خورشید، جنبه‌های عمده تابش در سطح زمین را تعیین می‌کند. قسمت اعظم اندازه گیریهای انرژی خورشیدی در سطح زمین به نوارهای موجی مرئی و فروسرخ نزدیک محدود می‌شوند که حاوی انرژی به نسبتهای تقریبا مساوی‌اند.

تضعیف در جو

کمیت ، کیفیت و جهت پرتو نور خورشید، در طی عبورش از جو زمین ، بر اثر پدیده‌های پراکندگی و جذب تغییر می‌کند.

پراکندگی

  • کوانتومهای منفرد در حالی که به مولکولهای گازی در جو برخورد می‌کنند کم و بیش بطور یکنواخت در تمام جهات انحراف پیدا می‌کنند، این پدیده را به افتخار ریلی ، فیزیکدانی که بطور نظری نشان داد تأثیرگذاری پراکندگی مولکولی با عکس توان چهارم طول موج متناسب است، پراکندگی ریلی می‌گویند.

  • دومین فرآیند تضعیف عبارت است از جذب بوسیله اوزون (مخصوصا در طیف فرابنفش) ، بوسیله بخار آب (با نوارهای قوی در فرو سرخ) ، بوسیله دی اکسید کربن و اکسیژن. بر عکس پراکندگی ، که صرفا جهت تابش را تغییر می‌دهد، جذب انرژی را از باریکه تابشی می‌گیرد بطوری که جو گرم می‌شود.

تابش خورشیدی در سطح زمین

وقتی تابش به سطح زمین می‌رسد، به عنوان یکی از پیامدهای تضعیف ، دو خاصیت جهت را متمایز دارد. تابش مستقیم از جهت قرص خورشیدی وارد می‌شود و مولفه کوچکی را در بر می‌گیرد که مستقیما به جلو پراکنده شده است. تمامی تابش پراکنده دیگر دریافت شده از آسمان آبی (از جمله هاله بسیار درخشان پیرامون خورشید) و از ابرها ، چه بواسطه بازتابش و چه بوسیله تراگسیل ، با اصلاح تابش پخشی توصیف می‌شود مجموع چگالیهای شار انرژی مربوط به تابش مستقیم و پخشی را تابش کلی یا سراسری گویند و برای مقاصد اقلیم شناختی روی یک سطح افقی اندازه گیری می‌شود.

خرد اقلیم شناسی تابش

برخورد

در مسائلی که معمولا در قلمرو اقلیم شناسی پیش می‌آید، شارهای تابش در سطح زمین با انرژی دریافتی اتلافی هر واحد مساحت از صفحه افقی اندازه گیری و مشخص می‌کنند. برای محاسبه مقدار تابش که بر سطح گیاهان یا جانوران برخورد می کند، باید چگالی شار تابشی افقی در یک ضریب شکل ضرب شود که بستگی دارد به:


  1. هندسه سطح
  2. خواص جهتی تابش

    برای اینکه عملی تر باشد، غالبا از اجسامی چون کره یا استوانه که هندسه نسبتا ساده‌ای دارند، بهره می‌گیرند تا اشکال نامنظمتر گیاهان و جانوران را مجسم یا بازنمایی کنند. تابشی را که به یک موجود زنده یا مشابه آن برخورد می‌کند، بصورت متوسط شار تابشی بر واحد مساحت سطح بیان می‌شود.

جذب و بازتابش

وقتی نور خورشید به خاک ، آب ، یا شی مانند برگ یا یک جانور برخورد می‌کند، انرژی آن جذب ، بازتابیده و گاهی هم منتقل می‌شود. در طول موج کوتاه ، یعنی انتهای پر بسامد طیف خورشیدی ، رفتار تابشی مواد زیستی را عمدتا وجود رنگدانه‌هایی تعیین می‌کند که تابش را در طول موجهای توام با گذارهای الکترونی در میان بسیاری از مواد طبیعی به شمار می‌آید، زیرا آب دارای نوارهای جذبی پر قدرتی در این ناحیه است. بازتابندگی خاکها عمدتا به محتوی ماده آلی آنها ، محتوی آبشان ، ابعاد ذره و زاویه فرود تابش بسپتگی دارد.

آن کسری از تابش که برگها می‌تابانند و عبور می‌دهند، به زاویه فرود بستگی دارد. شباهت طیفهای تراگسیلی و بازتابی که بوسیله بسیاری از برگها نموده شده‌اند، حاکی از آن است که تابش میان آنها بوسیله بازتابش و شکست در دیواره یاخته‌ها ، در تمام جهات پراکنده می‌شود. تنها تابش فرودی که به این طریق پراکنده نشد، عبارت است از مولفه‌ای (حدود 1%) که از سطح کوتیکول (روپوست یا بشره) بدون داخل شدن در بافت درونی برگ بازتاب پیدا می‌کند.

انتقال گرما

سه ساز و کار انتقال گرما در محیط گیاهی و جانوری مهم‌اند.
  • تابش: که اصول حاکم بر بطور خلاصه ذکر شد.
  • همرفت: عبارت است از انتقال گرما بوسیله حرکت هوا.
  • رسانش: در جامدات و گازهای آرام که به تبادل انرژی جنبشی بین مولکولها بستگی دارد.

از همه این ساز و کارهای انتقال در سیستمهای گرمایش خانگی بهره برداری می‌کنند. گرمکنهای بادبزن دار ، گرمکنهای همرفتگر و رادیاتورها و ... .

انتقال جرم

دو مد پخش عامل تبادل ماده میان موجودات زنده و هوای اطراف آن به شمار می‌آیند. پخش مولکولی در داخل موجودات زنده (مثلا در ریه‌های جانور یا در منفذهای ریز یک برگ) و در پوسته نازک هوا که لایه مرزی موجودات زنده را بطور کامل در بر می‌گیرد عمل می‌کند. در جو آزاد ، آثار پخش متلاطم فرآیندهای انتقال را تحت الشعاع قرار می‌دهند، هر چند که عمل پخش مولکولی مداوم و ضریب زوال نهایی انرژی متلاطم در تبدیل به گرماست. تلاطم در همه جای جو ، جز نواحی بسیار نزدیک به سطح زمین در شبهای بسیار آرام ، وجود دارد و انتقال متلاطم بخار آب و دی اکسید کربن برای همه شکلهای حیات تکامل یافته‌تر از اهمیت خاصی برخوردار است.

ذرات ریز در جو آزاد با همان پخش متلاطمی منتقل می‌شوند که عامل انتقال جرم گازهاست. چون ذرات لختی دارند، نمی‌توانند نسبت به بسیاری از حرکتهای تلاطمی تند واکنش نشان دهند، اما این امر عموما در مقیاسهای عادی تلاطم جو از اهمیت جندانی برخوردار نیست. تمایز دیگر بین ذرات و مولکولها عبالرت است از اهمیتی که نیروهای گرانشی در این زمینه دارند.

دوشنبه دوازدهم تیر 1385

A Portrait of a Blackbird Photographic Print by Paul Nicklen

یکشنبه یازدهم تیر 1385

" کلاغ يا نابغه پرندگان"

 

کلاغ پرنده اي است معاشرتي که دسته جمعي در دهکده ها زندگي مي نمايد و لانه خود را بر فراز شاخه هاي درختان يا در سوراخ صخره ها بنا مي کند.

وقتي که مشغول ساختن لانه هستند ، اغلب مصالح ساختماني را از هم مي دزدند و زماني که دزد از نظر ناپديد مي شود، کلاغي که خيانت ديده است ، به نوبه خود جبران زيان مي کند . با اين همه روح همکاري و تعاون در کلاغ ها به منتهي درجه وجود دارد .

 

نمونه هايي از همکاري آنها

اگر پاي يکي از کلاغ ها در اثر تصادفي بشکند يا آسيب ببيند، کلاغ هاي ديگر به محض اين که صدايش را شنيدند، به طرفش مي آيند،  زخمش را تسکين داده و به او کمک مي کنند تا پرواز کند و اگر کلاغي مجروح بر زمين بيفتد، دسته جمعي مي رسند و آنقدر بال و پر مي زنند، تا دوست مجروح خود را به کنار آب برسانند .

اگر کسي براي خارج کردن جوجه ها به لانه کلاغ ها نزديک شود، پدر و مادر آنها با فرياد، کلاغان ديگر را به کمک مي طلبند . در اندک زماني، گروهي کلاغ اجتماع کرده و با حمله به متخاصم او را از ميدان به در مي کنند و گاهي با نوک خود چشم آن شخص را کور کرده يا از حدقه خارج مي سازند.

حيله کلاغ از روباه بيشتر است

کلاغ ، موش را بسيار دوست دارد و براي شکار آن بر پشت بزي که مشغول چريدن ريشه درختان است مي نشينند . حيوان با سم هاي خود خاک را زير و رو مي کند ، در اين موقع موش هاي صحرايي از همه جا بي خبر، از زير خاک سر بيرون مي آورند و کلاغ او را مي ربايد.

گاهي اتفاق مي افتد کلاغ و روباه يکديگر را ملاقات مي کنند ، حال اگر روباه طعمه اي در دهان داشته باشد،  اين برخورد بسيار جالب و تماشايي خواهد بود ، چرا که کلاغ با قار قار خود رفقايش را خبر مي کند و بعد دسته جمعي با يک حمله برق آسا بر سر روباه فرود مي آيند و او را نوک باران مي کنند . روباه نيز چاره اي ندارد ، جز اين که طعمه را بگذارد و فرار کند.

 

کلاغ و تقليد صدا

کلاغ ها استعداد عجيبي در تقليد صداهاي گوناگون دارند و به خوبي قادرند صداي مرغ، سگ و گربه يا آواز خروس را تقليد کنند. گاهي اتفاق مي افتد کلاغي در لانه مرغ مخفي شده، صداي مرغ يا خروس را تقليد مي کند ، منظورش اين است که مرغ را از جوجه هايش دور کند ، تا جوجه را بربايد . اگر با اين حيله موفق نشود در بالا سر مرغ پر مي زند ، يا در اطرافش راه مي رود که مرغ از فرط خشم به کلاغ حمله مي کند . در اين اثنا کلاغ ديگري جوجه را مي ربايد.

 

قانون مداري کلاغ

عدالت در قلب جماعت کلاغ ها باجدي ترين وضع خود حکمفرماست . وقتي يکي از آنها تخلف ورزد، کلاغ ها شورايي تشکيل مي دهند تا درباره سرنوشت همکارشان تصميمي اتخاذ کنند . اين بحث و شورا، ساعتها طول مي کشد تا اين که حکم صادر شود. در حالي که متهم در فاصله اي آن طرفتر با بي صبري منتظر نتيجه محاکمه است.

وقتي شورا تصميم به برائت کلاغ گرفت، گروه کلاغ ها به پرواز در مي آيند و از نظر ناپديد مي شوند، ولي اگر متهم محکوم شده باشد ، آن وقت به سويش حمله ور مي شوند و با ضربات مهلک نوک خود، چشمان کلاغ بيچاره را از حدقه در مي آوردند و آن قدر اين را ادامه مي دهند تا کلاغ بي جان گردد و نقش بر زمين شود.

 

هوش کلاغ

کلاغ از حيوانات باهوش و با شعور است و طرز زندگي او از ادراک درستش حکايت مي کند . به موارد زير توجه کنيد:

  1. اگر دو نفر خود را به پرنده کوري نزديک کنند و بعد يکي از آنها محل را ترک کند، اکثر پرندگان تصور خواهند کرد که هر دو نفر دور شده اند و کار و فعاليت خود را دوباره آغاز مي کنند . ولي کلاغ ها به خوبي درک خواهند کد که يک نفر از آن دو باقي مانده است.

  2. کلاغها در موقع پروازهاي دسته جمعي ، يک قراول در جلوي خود حرکت مي دهند . کلاغ پيشتاز قدرت هوش و ذکاوتش به قدري است که مي تواند خطر را به خوبي تميز دهد و امنيت دورترين نقاط مسير حرکت را نيز کاملاً تحت کنترل قرار دهد.

  3. اگر کلاغ تکه نان خشکي به چنگ آورد که نتواند آن را خرد کند، بدون تأمل آن را به منقار گرفته، خود را به نزديکترين جوي آب يا حوض مي رساند و با حوصله فراوان آن را آن قدر در آب نگاه مي دارد، تا کاملاً نرم و قابل خوردن گردد.

  4. براي پوست کردن گردو و يا خوراکيهايي که داراي پوست سفت هستند، آن را به منقار گرفته از ارتفاع بر تخته سنگي رها مي کند تا به تخته سنگ اصابت کرده ، مغزش از درون پوست خارج شود.

  5. کلاغ ها اهل تفريح ، عيش و نشاط اند و براي خود، محافل انس مهيا مي کنند . براي سرگرمي و تفريح گاهي ساير حيوانات را آزار مي دهند . مثلاً به روباه ، خرگوش يا گربه اي که خوابيده ، بي سرو صدا حمله مي کنند و او را به وحشت مي اندازند و خود ابراز شادي و نشاط مي کنند.

  6. با مشاهده کلاغ مرده اي، جنجال و همهمه عجيبي به راه مي اندازند و در مرگ او سوگواري کرده و مرده خود را تشييع مي نمايند.

  7. کلاغ ها قادر به محاسبات رياضي هستند.

  8. در سحرگاهان، اين پرنده سحر خيز، هر که را خفته بيند، با صداي مخصوص خويش، او را بيدار مي نمايد.

 

کلاغ در قرآن

داستان قابيل و هابيل پسران حضرت آدم  (ع ) را شنيده ايد که قابيل به برادرش حسادت مي ورزيد و درنهايت او را کشت.

" پس خداوند کلاغي را برانگيخت ، تا در زمين کاوش کند و به او بنماياند که چگونه جسد برادرش را بپوشاند.( قابيل با خود) گفت: واي بر من که از اين کلاغ ناتوانترم که ( بدانم چگونه) جسد برادرم را ( با خاک) بپوشانم. پس برکرده خود پشيمان شد.[ مائده / 35]

 

منبع سایت آموزشی تبیان

در ضمن ممنون از نظراتون باعث دلگرمی بود

© Ulrike Schanz/naturepl.com 
Heavenly kitten portrait - playing harp on imitation clouds {Felis catus}

.

موسیقی اثرات برجسته ای روی حیوانات دارد.آزمایشات و تجارب متعدد در این مورد نتایج شگفت انگیزی داشته که در تاریخ موسیقی به ثبت رسیده است. مثلا

دیده اند عنکبوتی که روی دیوار در حال تنیدن تار بوده به دنبال نواختن نی لبک

از تنیدن باز ایستاده و بی حرکت مانده است.میشله نویسنده معروف فرانسوی

به نقل از هنرمندی جوان می گوید که او اغلب اوغات را به نواختن ویولون در

اتاق خود مشعول بود و روزی مشاهده می کند روی دستی که با آن آرشه را گرفته بود عنکبوتی سراپا گوش به نوای ویولون بی حرکت ایستاده است.

همین واقعه برای ژاک تیبو و یهودی منوهین نوازندگان مشهور جهان نیز اتفاق

افتاده است که :وقتی مشغول نواختن یک قطعه از آثار شوپن بوده اند مشاهده

کرده اند که عنکبوتی از روی هارپ و ساکسیفون گذشته و خود را به میز

رسانده و در آنجا بی حرکت مانده است.توسکانینی موسیقی دان شهیر ایتالیالی

می گوید تاثیر موسیقی در سگها بسیار زیاد است و هنگامیکه قطعات معروف

موسیقی را می شنوند گوشهای خود را تیز کرده و حالت حمله به اشخاض بیگانه

را به خود می گیرند در واقع در قیافه ی و ظاهر آنها نوعی زیبایی و محبوبیت

خاص دیده می شود. گرگ بر عکس سگ از موسیقی بیزار بوده و از آن فراری

است.به همین جهت در بسیاری از دهستان های روسیه برای بیرون کردن دسته گرگان از دهکده کشاورزان آلات موسیقی را به صدا در آورده و گرگها را از حوالی دهکده فراری می دهند.موسیقی روی حیوانات درنده نیز بی اندازه موثر است.یکی از نقاشان معروف فرانسوی برای اینکه از شیر های باغ وحش پاریس

نقاشی کند دسته ارکستری را استخدام کرده بود.آنها با نواختن قطعات موسیقی

شیرها را مدتی بی حرکت نگاه می داشتند و بدین ترتیب نقاش مزبور می توانست

از شیر ها تابلویی تهیه کند.بسیاری از شکارچیان خرس در آفریقا و آمریکا با نواختن فلوت آن حیوان را می گیرند .بدین ترتیب که در محل عبور خرس از شنیدن

صدای فلوت تعادل خود را از دست داده و روی پا و دست چپ خود بلند می شود

و فورا آن حیوان را به دام می اندازند.فیل از شنیدن نوای موسیقی متاثر با مسرور می گردد .به همین جهت در سیرکها تا ارکستر به صدا در نیاید فیلها عمل عجاب انگیز خود را انجام نمی دهند .پس انسان پس از انسان اسب حساسترین حیوان در شنیدن موسیقی است.تمام پرندگان به موسقی علاقه دارن به طوری که می توان نام آنها را در فهرست دوستداران موسیقی ثبت کرد. گاهی در بعضی از پرندگان تاثیر موسیقی به قدری شدید است که آنها را هم به آواز در می آورد .مشاهده کرده اند

هنگامی که آهنگ فلوت و یا ویولون در آکواریوم ماهیان منعکس شود ماهی های شناور در آن از حرکت ایستاده ودر وسط آب توجه خود را به شنیدن موسیقی معطوف می دارند.