تبليغاتX
طبيعت سبز
دوشنبه دوم مرداد 1385

  آیا نسل ببر منقرض می شود؟

 

Tiger at Sunset Art Print by Ron Kimball

ببر یک حیوان پستاندار درنده ی (؟؟؟!!!)آسیایی از تیره ی گربه هاست.یال ندارد و معمولا به رنگ زرد نارنجی  و دارای خطوط سیاه می باشد.نر آن به طول

5/ 2  تا 3 متارست.بیشتر شبها به شکار می پردازد.امروزه اغلب ببر ها در

 جنگلهای هند زندگی می کنند ولی به دلیل علاقه ی شدیدی که

شکارچیان بیرحم به شکار این حیوان دارند به نظر می رسدتا چند سال آینده نسل ببر منقرض خواهد شد.زیرا دست کم دو ببر هرروز در دنیا  شکار

می شود.دلیل این شکار بی رویه یساختن دارو ها یی از آن است که عده ای در چین به آن اشتغال دارند.این داروها نیز در تمام جهان به فروش

 می رسند.مخصوصا تجارت داروهای ساخته شده از ببرها در نیویورک و توکیو و آمستردام رونق بیشتری دارد.ببرها نسبت به شرایط محیطزیست خود بسیار حساس هستند و اگر احساس کنند که از امنیت  کافی برخوردار

نیستند از زاد و ولد خودداری می کنند.روی این اصل کمتر کسی در باغ وحش شاهد به دنیا آمدن ببر بوده است.ببر هندوستانیکی ازآخرین انواع 
 ببر آسیا یی است و سایر گونه های آن در قرن بیستم منقرض شده اند

 

A Cocker Spaniel in Jail Photographic Print

درد دل يك حيوان در قفس

يك حيواني در اين قفس حرفهايي دارد كه براي شما بازگو مي‌كند. شما كه رئيس انجمن حمايت از حيوانات هستيد از اين حيوان بيچاره حمايت كوچكي بكنيد چون به هر جا كه نوشتم هيچ خبري نشد ... شايد چون زبان مرا متوجه نمي‌شوند كاري هم انجام نمي‌دهند. به همين دليل براي شما نوشتم كه زبان اين حيوان درمانده را متوجه شويد و يك ضمانتي پيش اين اربابان (مسئولين) بكنيد.

من يك سگ هستم، يا گاو و شايد الاغ، نه اسب هستم. اسب را انتخاب مي‌كنم چون اسب نجيب و سربه زير است،‌ زيادي سركش نيست و مطيع، دليل انتخابش همين است. كشور را به خانه‌اي تشبيه و مسئولين آنرا به اربابان خانه تشبيه خواهم كرد.

اين اسب بيچاره در خانه‌اي بدنيا آمد كه پدر و مادرش شب و روز باركشي مي‌كردند ولي ماحصل اين باركشي آنقدر نبود كه بتوانند شكم خود و بچه‌هايشان را سير كنند. بقيه حيوانها از انواع علوفه‌هاي سبز و تازه و خوشمزه استفاده مي‌كردند ولي اين اسب بيچاره از كاه خشك استفاده مي‌كرد.

ابتدا فكر مي‌كردم روزگار همه حيوانات به همين صورت است تا اينكه كم كم جوان شدم و فكر م بازتر و به اطرافم نگاه كردم ديدم ديگران در طويله‌هاي مرتب نگهداري مي‌شوند ولي ما در يك طويله خشت و گلي كه زمستانها آنقدر سرد مي‌شد و باران از سوراخهاي طويله به داخل نفوذ مي‌كرد و همين سوراخها در تابستان لانه انواع حشرات شده و آنقدر گرم مي‌شد كه هيچ موجود زنده‌اي توان تحمل آنرا نداشت. نه زين داشتيم و نه چشمه آبي.

به خودم كه آمدم غرور جواني و بلند پروازي فرصت فكر كردن را از من گرفت و با لغزشي مرتكب جرمي شدم و بخاطر همين جرم اربابان اسب بيچاره را داخل قفس و زير ضربه‌هاي تازيانه فرستادند. سالها بود كه اين حيوان بيچاره زير ضربات تازيانه در قفس ماند و هيچ حمايت كننده‌اي نداشت كه نداشت تا اينكه اربابان موافقت كردند كه اين حيوان بيچاره به شرطي از از قفس بيرون برود كه هرچه باركشي كرد به عنوان جرمي كه مرتكب شده به اربابها بپردازد.

باور كنيد چون اين حيوان بيچاره در قفس از نظر روحي و جسمي خيلي مريض بود و ديگر آنقدر توان نداشت كه بتواند هم زندگي خودش را تامين كند و هم اقساط بدهد به همين دليل خواست يكبار ديگر شانس خود را امتحان كند متاسفانه باز هم اربابان او را به دام انداختند و در قفس را سالهاي سال است كه بسته‌اند. هر چند كه با عوض شدن دو تن از اربابان اصلي ديگر خبري از تازيانه نيست ولي از نظر فكري اين اسب بيچاره خيلي عذاب مي‌كشد و توبه كرده كه ديگر هيچ وقت حتي اگر از گرسنگي بميرد به مزرعه‌هاي ديگران نرود ولي اين اربابان متوجه نمي‌شوند چون زبان حيوانات را نمي‌فهمند.

نمي‌دانم آيا شما خبر داريد يا نه كه حيواناتي چون پلنگ، شير و ... وقتي كه به مزرعه‌هاي بزرگ حمله مي‌كنند همه چيز را سرراه خودشان از بين مي‌برند ولي چون قوي هستند هيچ وقت داخل قفس نمي‌آيند! فقط و فقط اسب و خر وسگ چون ضعيف‌تر هستند به دام مي‌افتند و سالهاي سال در قفس مي‌مانند.

اين اسب بيچاره خيلي وقت است كه توبه كرده كه ديگر هيچ كار خلافي نكند ولي آيا كسي مي‌شنود؟ آيا كسي متوجه مي‌شود؟ كسي صداي شيهه‌هايش را مي‌شنود؟

از شما خواستم به عنوان يك حيوان نگاه بياندازيد و ضمانت اين اسب بيچاره را بكنيد شايد از اين قفس آزاد شود. شما كه در آن سازمان زحمت مي‌كشيد و واقعا به حقوق حيوانات احترام مي‌گذاريد چه مي‌شود اگر من را هم از همين حيوانات بدانيد ... من بارها مامورين شما را ديده‌ام كه بخاطر اينكه شكارچيان حيوانات را شكار نكنند روزها و شبها با دلي از محبت انگار از بچه‌هاي خودشان مراقبت مي‌كنند به گشت زني مشغولند. وقتي ديدم شما از حيوانات اينقدر حمايت مي‌كنيد درد دلم را براي شما نوشتم تا شايد شما مرا هم به عنوان حيوان نگاه كنيد و به فريادم برسيد چون انسانها ارزشي ندارند ...

ضمنا: وقتي كه مي‌گويم اينجا به انسان ارزشي قائل نمي‌شوند شما باور نداريد ولي حتي يك مددكار احتماعي كه وظيفه‌اش رسيدگي به مشكلات روحي زندانيان است وقتي اين نامه را به او دادم كه برايم پست پيشتاز كند وقتي كه نامه را خواند با عصبانيت مرا از اتاقش بيرون كرد و گفت من اين مزخرفات را به هيچ كجا نمي‌برم و بدون اينكه مافوقش را در جريان بگذارد نامه را پس داد و من مجبور شدم به يك طريقي نامه را به شما برسانم اسم مددكار .... است.