تبليغاتX
طبيعت سبز

دیشب اطراف پارک لاله بودم که کنار پارک چشمم افتاد به یک بچه گربه ی سیاه و سفید بسیار ملوس و مادرش که داشتند گوشه ی پیاده رو غذا می خوردند ... کلی مراعاتشان را کردم و راهم را کمی دور کردم که مبادا گربه های بیچاره بترسند و از غذا خوردن بیفتند ... ولی مرد جوانی بدون مراعات از کنار گربه های بخت برگشته رد شد و تازه پایش را کنار گربه مادر کوبید به زمین و داد زد که گربه را فراری دهد ... گربه ی بیچاره هم ترسید و در رفت و خودش را لای بوته ها قایم کرد ... بچه گربه هم دوید و چند فدم آن طرف تر نشست... جوانک از او هم نگذشت و وقتی داشت از کنارش رد می شد چنان لگدی حواله اش کرد که بیچاره یک متر آن طرف تر پرت شد و جیغ دردناکی هم کشید ...

۱۰۰ متر جلوتر از جایی که این صحنه را دیده بودم ... خانم جوانی در حالی که یک گربه ی سفید ملوس را با دقت با پارچه ای مخملی پوشانده بود و گربه هم در بغلش خر خر می کرد از خیابان رد می شد*...

تفاوت دوتا آدم را می بینید در برخورد با حیوانات زبان بسته ؟؟!!
نمی دانم چه چیز آزار دادن حیوانات و علی الخصوص گربه های خیابانی ای که کم رنج نمی کشند از دست ما آدم ها را برای بعضی آدم ها لذت بخش می کند !!!

*دیدن گربه در بغل خانمی آن هم در ایرانی که سگ ها بیش از گربه ها در آن طرفدار دارند کمی برایم عجیب بود !!